تبلیغات X
آپلود عکس

وبلاگ ساناز و شوشو

وبلاگ ساناز و شوشو

عاشق همسرم و بچه ام هستم

عاشقی

به نام خدای مهربونم ❤خدایا عاشق تر از اینم کن ک هستم .........عاشق تر از همیشه .... .......❤........... عاشق همیشگی خدا ندا
+ نوشته شده در شنبه 4 تير 1401ساعت 13:38 توسط ساناز |

لبخندِ زندگی

به نام خدای مهربونم امروز هفدهمین روز از اردی بهشت ماهِ زیباست ..ماهی ک سرتاسر پراز عاشقانه های ناب است .. ماهی پر از دلبری های طبیعت...ماهِ شکوفه های رنگارنگ بادام ..ماهِ بوییدن و روییدن... امروز مث تموم روزهای گذشته پر بودم از حس ناب زندگی ..پر از شوقی ک از دلم شروع و ب چشام ختم میشد .. امروز ی شروع در زندگیم بود ..شروع یک رویا ...رویایی ک حتما اونو ب جامه ی عمل میپوشونم.. بعد چندین سال ...انگار دوستیم با چن نفر تموم شد ..خدایا خودت شاهدی من هیچی فروگذار
+ نوشته شده در شنبه 4 تير 1401ساعت 13:38 توسط ساناز |

شادی

به نام خدای مهربونم امروز هم یه روز قشنگ دیگه بود ... اول صبح ک بیدار شدم تو گرگ و میش هوا چ لذت ها ک نبردم بعدش رفتم یه دونه چای خوردم توش قند انداختم از برخورد صدای قاشق با لیوان چای و گرمی لیوان تو دستام حس خوشی بهم سرازیر شد جرعه جرعه سرکشیدم..بعدش دو لقمه حلوا خوردم چ حلوایی اونم تو دل تابستون .. رفتم جلو آیینه اول ی کم آرایش ملیح کردم...ب خودم نگاه کردم و یه چشمک زدم .. بعد روسری آبی مو ک گلای مشکی و سفید داشت لبنانی بستم و کیف مشکیمو ک ازش یه عروسک
+ نوشته شده در شنبه 4 تير 1401ساعت 13:38 توسط ساناز |

...

گفت چطوری؟ گفتم شبم گفت شب؟ گفتم اره ساکت و تاریک 🥺
+ نوشته شده در شنبه 4 تير 1401ساعت 13:38 توسط ساناز |

از یاد رفته ...

گاهی اوقات باید ب جبر هم ک شده یه چیزایی رو رها کرد بخاطر شرایط ناامن زندگی دوستش داشتم ...حکم نفس برای زندگیم بود ... ولی گاهی باید بری بخاطر خودش ... از الان دلتنگتم..... هم برات میمیرم هم میخام بری....
+ نوشته شده در شنبه 4 تير 1401ساعت 13:38 توسط ساناز |

شکر

ب نام دادار مهربون... خدایا .... ....هیجی فقط شکرت شکرت بخاطر وجود خودت شکرت بخاطر خانوادم شکرت بخاطر دوستام شکرت بخاطر الف شکرت بخاطر اینکه نفس میکشم شکرت بخاطر امروز و دیروز و فردا شکرت ک هستی شکرت ک میتونم خوشبخت باشم شکرت بخاطر همه چی .... عاشق همیشگی خدا ندا
+ نوشته شده در شنبه 4 تير 1401ساعت 13:38 توسط ساناز |

حس خوب

به نام نور خدایا مرسی واس امروز .. امروزم یه روز قشنگ دیگست ک موهبت تو شامل حالم شده و میتونم روی زمینت این مامن هستی نفس بکشم و عشق رو تجربه کنم ... امروز ی کم با تنگی نفس بلند شدم ک میدونم اونقدرام مهم نیس ی کم تو جام نشستم فک کردم و بعد ... تو لیوان چای ام چن حبه قند ریختم ک شیرینیش تا عمق وجودم رفت ..بعدش ی کم حرف زدیم یا اهالی خونه☺☺از دیشبم گفتم ک قلبم ی کم اذیت میکرد ..دلیلشم نمیدونم والا ...دکتر ک رفتم میگم رگای قلبت یعنی مویرگی چیزی پاره شده ..خب
+ نوشته شده در شنبه 4 تير 1401ساعت 13:38 توسط ساناز |

عصر تابستونی

...ب نام نور ... امروز یه روز قشنگ دیگه بود مث تمام روزهای رفته ... حس میکنم یا جامعه عوض شده یا من هنوز افکارم اینقدر بکر مونده .. امروز صبح دلم عجیب گرم بود ..تنم را ب دست سردی آب سپردم..و موهایی رقصان در زیر شلاق قطرات آب...بوی شامپویی ک حس نوبرانه های بهاری میداد..بعدش اومدن ب اتاق و و نگاه کردن ب پیچ و تاب موهایی ب رنگ شب و پیدا کردن تار سفیدی لای موهام..و چیدنش...و اسپری زدن ب موهام و بعدش بوی دل انگیز روغن نارگیل ...و براق شدن موهام..و ی کم فیلم
+ نوشته شده در شنبه 4 تير 1401ساعت 13:38 توسط ساناز |

حس جدید

امروز روز خوبی بود ..ی روز از هدایای خدا .. ی روز قشنگ دیگه ...خدایا شکرت شکرت شکرت ... امروز حس کردم واقعا دارم بزرگتر میشم ... یادمه ۵سال پیش ک سنم کمتر بود ..یه روز ک حالم خوب نبود و رفته بودیم دکتر ...بعدش با خاله و مامان رفتیم پیش یکی از آشنا هامون ... خونه یی ک ب قصر شبیه بود ...پر از مجسمه هایی طلایی ...کوهساری انگار بود ..شرشر آب..و خیلی چیزایی دیگه ...اونجا بود ک دیدم ک اون همه ثروت آرزویی من نیست ..جالب بود برام هنوزم همونجوره انگار زرق و برق
+ نوشته شده در شنبه 4 تير 1401ساعت 13:38 توسط ساناز |

عشق

ب سوی نور..:))) خودمو دیدم تو آینه..دختری با چشمانی بیخواب .. امروز ی روز قشنگ دیگه بود..بیدار ک شدم ..صورتمو شستم بازم ب دختر رو ب روم زل زدم ..موهایی ک در عین شلختگی ب زیبایی شب بود ...موهامو شونه زدم ..اومدم پیش بابا سلام دادم نشستم و چای خوردم ...صبونه خوردم ...گوشیمو شارژ کردم .... خواب دیدم ...خواب عروسی ...تو بودی و عروست..و منی ک نگاه میکردم ... بیدار ک شدم زل زدم ب صفحه چتم با تو ... چشام رو بستم پنجره رو باز کردم عود روشن کردم از بوش سرمست شدم ..
+ نوشته شده در شنبه 4 تير 1401ساعت 13:38 توسط ساناز |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 صفحه بعد